خدایا شکرت .... دیدن قلب کوچولوت
سلام مامانی
دو روز پیش حالم بد شد و تهوع بدی گرفتم... واسه همین بابایی وقتی از سرکار اومد مجبورم کرد که حتما همین امروز بریم سونو. باباییت همش نگران بود که خدای ناکرده یوقت بارداری خارج از رحمی نباشه و واسه من خطری نداشته باشه... منم اینقدر حال نداشتم که دیگه باهاش بحث نکردم و پاشدم و حاضر شدم که بریم سونو.
اون سونویی که خودم مدنظرم بود برم باید از چند روز قبلش نوبت میگرفتم ولی رفتیم پیش یه خانم دکتر دیگه که خاله مرضیه هم پیشش میره. چندتا خانوم باردار هم اونجا بودن و ازشون پرسیدم کارش چطوره و همه گفتن خوبه. منم توکل کردم به خدا و رفتم تو.
چون اول هفته 6 بودم احتمال میدادم که قلبتو نتونه ببینه .
اول نگاه کرد و گفت: fetal pole is not seen
ته دلم خالی شد...
اما بعد دوباره دقت کرد و گفت: fetal pole is seen
و من خداروشکر کردم.... پا شدم. بهم گفت مبارک باشه
گفتم: قلبش تشکیل شده؟ گفت: آره
گفتم: مطمئنید؟
گفت: خانوم من دارم میبینم تو مانیتور. قلبش تشکیل شده ولی چون هنوز خیلی کوچولویه نمیشه صداشو شنید.
خیلی خوشحال شدم و خدارو بابت مهربونیش شکر کردم.
همون شب رفتیم یه سیمکارت ایرانسل به نیت شما خریدیم که با اون به مامان جون اینا خبر بدیم...
دیشب به باباییت گفتم که انشالله تا 3 روز آینده دیگه بهشون بگیم. اما از امروز صبح که دیدم تهوع ندارم یکم دودل و نگران شدم......
نمیدونم..... میسپارمت به خدا.....
انشالله خودش مواظبته..... انشالله وقتی دیگه بقیه رو خبردار کردیم مشکلی نباشه..... انشالله
به خدا توکل میکنم و سعی میکنم الکی حساس نشم
کتاب ریحانه بهشتی هم خریدیم و سعی میکنم دستوراتشو انجام بدم
خدایا تنهامون نذار...... فالله خیر حافظا و هو ارحم الراحمین


خدایا شکرت .... دیدن قلب کوچولوت
